من براي سالها مي نويسم سالها بعد که چشمان تو عاشق مي شوند افسوس که قصه مادربزرگ درست بود هميشه يکي بود و يکي نبود.
----------------------
ساقيا پيمانه ايرا لبريز کن هر چه داري در دهان سرريز کن ساقيامي ده که مدهوشم کند بي خبر از حال و بيهوشم کند ساقيا درد من را درمان نما جرعه اي مي در دل ودر جان نما ساقيا محتاج درمان توام در سراي دل نگهبان توام ساقيا درمان دردم دست توست اين دل بشکسته ام درشصت توست
------------------------------------
آرامش در زندگی بهترین چیزه بیا به آرامش فکر کنیم
به زندگی
به عشق
به زیبایی
به بهشت
به جهنم
به درک
به تو چه
به من چه
برو اعصاب ندارم
---------------------
يه مرد احمق به يه زن ميگه ساکت باش اما يک مرد دانا به يه زن ميگه نمي دوني وقتي لبهات بسته اند چقدر خوشکل ميشي
-----------------------
در دفتر يادبود دوستان بر روي درختان كهنسال بر روي شنهاي ساحلي نوشتم دوستت دارم ، اما دفتر ياد بود دستان پاره شد، باد درختان كهنسال را شكست ، امواج شنهاي ساحل را شست و برد اما ! هيچ چيز نتوانست ياد تو را از صحنه ي قلبم پاك كند ....
---------------------------
هيچ گاه ويتريني نداشته ام
تا دلم را در آن به نمايش بگذارم.
در قامت يک فروشنده دوره گرد عاشق تو شدم.
از اين روست که تمام خيابانهاي شهر
عشق مرا مي شناسند
------------------------------------------
----------------------------------
دوباره فال حافظ و دوباره توی فالمی ، همیشه در خیالتم اگرچه بی خیالمی
—————————————————–
زندگی غمکده ای بیش نبود / بهر ما جز غم و تشویش نبود
به کدام خاطره اش خوش باشم / که کدام خاطره اش نیش نبود
-----------------------------
چه سخته در جمع بودن ولی در گوشه ای تنها نشستن
به چشم دیگران چون کوه بودن ولی در خود به آرامی شکستن
-----------------------------
روزگاری جاده ای بودم غرق تردد ، جاده ای که از رفت و آمد لحظه ای خالی نمیشد
من که بسیار غریبان را به آبادی رساندم ، عاقبت خود ماندم و ویرانه و تنهائی خود
-----------------------------------
سنگ هائی که من از یاد تو بر دل میزدم ، خانه ای میشد اگر خانه بنا میکردم
-------------------------------
زندگی ام یه سان پروانه ایست که دور شمعی خاموش پرهایش میسوزد
و من چه بیهوده به فکر نشسته ام حسرت پرواز را
----------------------------------
پروانه به دور شمع چرخید و بال و پرش سوخت ، بیچاره از این عشق فقط سوختن آموخت
-------------------------------
چه خوب بود همه آدمها میفهمیدند قبل از اینکه فسیل شوند ، به یکدیگر محبت کنند
----------------------------------
روزی با خودم فکر میکردم که اگر او را با غریبه ای ببینم شهر را به آتش میکشم
اما الان حتی حاضر نیستم کبریتی روشن کنم تا ببینم او کجاست
------------------------------------
شبیه برگ پائیزی پس از تو قسمت بادم / خدا حافظ ولی هرگز نخواهی رفت از یادم
--------------------------------
دل من در سوگ یاران ماتم گرفته / گل من پژمرده در باد فصل بهاران غم گرفته
اینجا غمگینن شب در کمین یار من کو ؟ یاری نمیبینم
------------------------------------
آنسوی ناکامی ها خدائی هست که داشتنش برای همه
جبران همه نداشتن هاست
--------------------------------------
ابر هم در بارشش قصد فداکاری نداشت / عقده در دل داشت روی خاک خالی کرد و رفت
---------------------------
نخواستم با غم بسازی نخواستم هیچی نگی
نخواستم درد دلتو دیگه با هیچکی نگی
آخه عشق اجبار نیست تو زندون من نمون
حالا که فکر رفتنی ، دیگه از موندن نخون
-------------------------------------
بگو چی شد که قلبت خالی شد از حضورم / مگه باهات چه کردم که میشکنی غرورم
بگو چی بود گناهم چی بوده اشتباهم / که اینگونه گذشتی از منو از نگاهم
----------------------------
ای چرخ و فلک دوندگی ما را کشت / بر درگاه خالق بندگی ما را کشت
این زحمت روزگار ، این منت خلق ، ای مرگ بیا که زندگی ما را کشت
--------------------------------
گرچه محتاجیم ، چشم اغنیا بر دست ماست
هر کجا دیدم آب از جو به دریا میرود
----------------------------------
یاد گرفتم که:
1. با احمق بحث نکنم و بگذارم در دنیای احمقانه خویش خوشبخت زندگی کند
2. با وقیح جدل نکنم چون چیزی برای از دست دادن ندارد و روحم را تباه می کند
3. از حسود دوری کنم چون حتی اگر دنیا را هم به او تقدیم کنم باز هم از من بیزار خواهد بود
4. تنهایی را به بودن در جمعی که به آن تعلق ندارم ترجیح دهم
---------------------------------
وقتی کسی به دل نشست نشستنش مقدسه، حتی اگه نخواهدت، نفس کشیدنش بسه..
------------------------------------------
یه هیزم شکن وقتی خسته میشه که تبرش کند بشه، نه اینکه هیزمش زیاد بشه! تبر ما انسان ها باورهامونه نه آرزو هامون!
---------------------------------------
صد دفعه گفتم وقتی داری راه میری جلوی پاتو نگاه کن، باز افتادی تو قلب من!
----------------------------------
مهربانی را از وقتی یاد گرفتم که پسری آسمان نقاشیش را سیاه کشید تا پدر زحمتکشش دیگر در آفتاب نسوزد..
-----------------------------------
در دنیایی که همه به دنبال چشمان زیبا هستند تو به دنبال نگاه زیبا باش.
---------------------------------------------
از فرش فروشی مزاحمتون می شم. اجازه میدین دلمو فرش زیر پاتون كنم تا هیچ جا جز دل من پا نزارین
--------------------------------------------
یادته روز اول بهت گفتم میخوام با یک دروغ بزرگ حرفامو شروع کنم؟ تو اخم کردی، گفتم:"دوست نداااارم!" بعد هر دو تامون زدیم زیر خنده.. اما دیروز گفتی که میخوای با یک دروغ بزرگ خداحافظی کنی و بعد فریاد زدی: "دوست داااارم!" هر دومون بغض کردیم.. و تو رفتی، برای همیشه..
-------------------------------------
هر ثانیه که می گذرد چیزی از تو را با خود می برد. زمان غارتگر غریبی است،همه چیز را بی اجازه می برد. تنها یک چیز را همیشه فراموش می کند: "حس دوست داشتن تو را.."
---------------------------------------
به که گویم که تو منزلگه چشمان منی، به که گویم تو نوازشگر دستان منی، گر چه پاییز نشد همدم و همسایه ی من، به که گویم که تو باران زمستان منی؟..
------------------------------
چه کنم دست خودم نیست که یادت نکنم، خواستی گل نشوی تا به تو عادت نکنم!
----------------------------------
یاد تو چندی است مهمانم شده، خاطراتت آفت جانم شده، هر چه می گویم سخن از یاد توست، در سکوت من فقط فریاد توست..
---------------------------------------
بی تو طوفان زده ی دشت جنونم، صید افتاده به خونم، بی من از کوچه گذر کردی و رفتی، بی من از شهر سفر کردی و رفتی، قطره ای اشک درخشید به چشمان سیاهم، تا خم کوچه به دنبال تو لغزید نگاهم، تو همه بود و نبودم، تو همه شعر و سرودم، من و یک لحظه جدایی؟! نتوانم! بی تو من زنده نمانم..
-------------------------------------
تو دریا بودی و من قایقی خرد، که هر جا خواست امواجت مرا برد، دلم پارو زن بیچاره ای بود، که در امواج عشقت یک شبی مرد..
----------------------------------
خبر به دور ترین نقطه ها برسد، نخواست او به من خسته بی گمان برسد، شکنجه بیش از این که پیش چشم خودت، کسی که سهم تو باشد به قلب تو نرسد..
-----------------------
یاری که داد بر باد آرام و طاقتم را، ای وای اگر نداند قدر محبتم را..
---------------------------------------
به دریا بزن قایقت می شوم، حقیرم ولی لایقت می شوم، من عاشق شدن را بلد نیستم، تو یادم بده عاشقت می شوم..
---------------------------------
بیا تا باورت گردد که بی تو کمتر از خاکم ولی با تو به افلاکم، بیا باآرزوهایم بسازم خانه ای در دل، سراغم را نمی گیری، مگر بیگانه ای با دل؟!
---------------------------------------
بیقرار تو ام و در دل تنگم گله هاست، آه! بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست، مثل عکس رخ مهتاب که افتاده در آب، در دلم هستی و بین من و تو فاصله هاست..
--------------------------------
نمی دونم چرا دلم مدتیه غصه داره، مدتیه از تو چشام بارون سختی میباره، نمی دونم چرا شبا با غصه هم خونه میشم، وقتی ستاه درمیاد راس راسی دیوونه میشم، شاید به آخر رسیدم، رفتن علاج دردمه، واسه همین دنیا دیگه برام مثل جهنمه..
-------------------------------
آنچه می خواهیم نیستیم، آنچه هستیم نمی خواهیم، آن چه دوست داریم نداریم، آن چه داریم دوست نداریم.. اما عجیب است که هنوز زنده ایم و امیدوار به اینکه روزی ، جایی، در کنار کسی، بالاخره خوشبخت خواهیم شد
---------------------------------
هرگز گمان مبر ز خیال تو غافلم ، گر مانده ام خموش ، خدا داند و دلم . . .
--------------------------------------
خاطرم نیست تو از بارانی یا که از نسل نسیم ، هرچه هستی گذرا نیست
هوایت ، بویت ... فقط آهسته بگو . . . با دلم می مانی . . .
--------------------------
دوستان عاشق شدن کار دل است
دل چو دادی ، پس گرفتن مشکل است
تا توانی با رفیقان همرنگ باش
یا مزن لاف رفیقی یا حقیقت مرد باش . . .
-------------------------
فکرمیکردی خدا نیست بالای سر، بار سفر بستی و رفتی بی خبر،چشم منو یه عمرگذاشتی پشت در ،نمیشد کنار بیای با عشق من بی دردسر؟
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
شکستن یک دل مگه چقدر قدرت می خواد که فکر کردی اون که قویتره تو هستی
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
می روم از رفتن من شاد باش
از عذاب دیدنم آزاد باش
گرچه تو تنهاتر از من میروی
آرزو دارم ولی عاشق شوی
آرزو دارم بفهمی درد را
تلخی برخوردهای سرد را